صفحه اصلی > روایت کنشگری : میراث جهانی ایران چگونه با بحران آب تهدید می شود؟

میراث جهانی ایران چگونه با بحران آب تهدید می شود؟

میراث جهانی ایران فقط با جنگ و پروژه های عمرانی و نقض حریم و… تهدید نمی شود. تاریخ ایران در حال ترک خوردن روی زمین است و زیر پایش هر روز بیشتر خالی می شود.

به گزارش مجله کنشگری ایران به نقل از صدای میراث، از شکاف‌های دشت مرودشت در همسایگی تخت جمشید تا فرونشست در اصفهان و تهدید قنات‌ها و باغ‌های تاریخی یزد، بحران آب آرام‌آرام به یکی از بزرگ‌ترین مخاطرات پیش روی میراث جهانی ایران تبدیل شده است؛ میراثی که ایران نه تنها برای خود، بلکه به نمایندگی از بشریت از آن نگهداری می‌کند.

شکاف در چه استان‌هایی اتفاق افتاده؟ 

در دشت مرودشت فارس، شکاف‌هایی در زمین دهان باز کرده‌اند؛ شکاف‌هایی که تنها چند کیلومتر با تخت جمشید و نقش رستم، دو یادگار باشکوه امپراتوری هخامنشی، فاصله دارند.

در اصفهان، زاینده‌رود بار دیگر به بستر خشک و ترک‌ خورده بازمی‌گردد و فرونشست زمین به یکی از جدی‌ترین نگرانی‌ها برای میدان نقش جهان و مسجد جامع اصفهان تبدیل می شود.

در یزد، سرزمین قنات‌ها و باغ‌های ایرانی، کاهش منابع آب زیرزمینی و خشکسالی‌های پیاپی، نظام مدیریت آب را که قرن‌ها ضامن حیات در دل کویر بود تهدید می کند.

بحران آب در ایران دیگر مسئله کمبود آب شرب، کشاورزی یا محیط زیست نیست. این بحران اکنون به تهدیدی برای میراث جهانی ایران هم تبدیل شده است که ایران به نمایندگی از بشریت آن‌ ها را حفاظت می‌کند و در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده اند.
ایران؛ سرزمینی که آب زیر پایش خالی می‌شود

ابعاد بحران زمانی آشکارتر می‌شود که به آمارهای رسمی و پژوهش‌های علمی نگاه کنیم. ایران دارای ۶۰۹ دشت مطالعاتی است که بر اساس مطالعات وزارت نیرو و پژوهش‌های دانشگاهی، تنها ۲۱۵ دشت در وضعیت «آزاد» قرار دارند و حدود ۳۹۴ دشت، یعنی نزدیک به ۶۵ درصد دشت‌های کشور، در وضعیت «ممنوعه» یا «ممنوعه بحرانی» قرار گرفته‌اند؛ به این معنا که به دلیل افت شدید آبخوان‌ها، حفر چاه جدید در آنها ممنوع شده است.

بحران زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که بدانیم تعداد نقاط برداشت آب زیرزمینی در ایران، شامل چاه‌ها، قنوات و چشمه‌ها، از حدود ۵۴۶ هزار مورد در اوایل دهه ۲۰۰۰ به بیش از یک میلیون مورد در میانه دهه ۲۰۱۰ رسیده است. بر اساس آمارهای وزارت نیرو، اکنون حدود ۷۵۰ هزار حلقه چاه مجاز و غیرمجاز در کشور وجود دارد که دست‌کم ۳۳۰ هزار حلقه از آنها غیرمجاز هستند. میزان برداشت آب از منابع زیرزمینی از طریق چاه‌ها نیز سالانه به حدود ۴۲ میلیارد مترمکعب می‌رسد؛ در حالی که سقف مجاز برداشت از آبخوان‌های کشور حدود ۳۱ میلیارد مترمکعب برآورد شده است.

مطالعات منتشرشده درباره آبخوان‌های ایران نشان می‌دهد مصرف آب زیرزمینی کشور از حدود ۶۰.۷ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۰۲ به حدود ۵۵.۲ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۱۵ کاهش یافته، اما همچنان در بسیاری از حوضه‌های آبریز فراتر از ظرفیت تجدیدپذیر آبخوان‌ها است؛ وضعیتی که برخی متخصصان از آن با عنوان «ورشکستگی آبی» یاد می‌کنند.

همزمان، تغذیه آبخوان‌های ایران نیز رو به کاهش است. پژوهش منتشرشده در نشریه Nature Communications نشان می‌دهد نسبت تغذیه آبخوان‌ها به بارش در کشور از حدود ۲۱ درصد در سال ۲۰۰۶ به ۱۴ درصد در سال ۲۰۱۷ کاهش یافته است. این روند به معنای آن است که آب کمتری به سفره‌های زیرزمینی بازمی‌گردد و در نتیجه، افت سطح آب و فرونشست زمین شتاب بیشتری می‌گیرد.

مرودشت؛ شکاف‌ها در سرزمین هخامنشیان

دشت مرودشت تنها یک دشت کشاورزی نیست؛ بلکه قلب سرزمین هخامنشیان است. تخت جمشید و نقش رستم در این پهنه قرار گرفته‌اند؛ دشتی که دهه‌ها توسعه کشاورزی، حفر چاه‌های عمیق و برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی، تعادل آبخوان‌های آن را بر هم زده است.

تصاویر منتشرشده از شکاف‌های فرونشستی در دشت مرودشت در سال‌های اخیر، بارها نگرانی کارشناسان را برانگیخته است. علی بیت‌اللهی، رئیس بخش زلزله و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، بارها اعلام کرده که این شکاف‌ها نتیجه افت آبخوان‌ها و برداشت بیش از حد از منابع آب زیرزمینی است.

هرچند این شکاف‌ها مستقیماً در عرصه ثبت جهانی تخت جمشید قرار ندارند، اما کارشناسان معتقدند آنها نشانه آشکاری از برهم خوردن تعادل زمین‌شناختی منطقه هستند؛ فرآیندی که در صورت تداوم می‌تواند بر پایداری چشم‌انداز فرهنگی پیرامون تخت جمشید و نقش رستم نیز اثر بگذارد.

فریدون فدایی، مدیر پیشین پایگاه جهانی تخت جمشید، نیز بارها هشدار داده است که افت مستمر سطح آب‌های زیرزمینی و فرونشست، به یکی از مهم‌ترین تهدیدهای بلندمدت این مجموعه جهانی تبدیل شده است.

تخت جمشید بیش از دو هزار و پانصد سال از یورش اسکندر، زلزله‌ها و آشوب‌های سیاسی جان سالم به در برده است، اما امروز با تهدیدی روبه‌روست که نه صدای انفجار دارد و نه نشانه‌های ناگهانی؛ تهدیدی که آرام و بی‌صدا از زیر پای تاریخ آغاز می‌شود.

پاسارگاد؛ نخستین پایتخت هخامنشیان و دغدغه آب

چند ده کیلومتر آن‌سوتر، دشت پاسارگاد نیز با چالشی مشابه روبه‌رو است. این محوطه جهانی که آرامگاه کوروش بزرگ و بقایای نخستین پایتخت هخامنشیان را در خود جای داده، در منطقه‌ای قرار گرفته که سال‌هاست با فشار بر منابع آب زیرزمینی روبه‌رو است.

کارشناسان آب و میراث فرهنگی در سال‌های گذشته بارها هشدار داده‌اند که حفر چاه‌های عمیق، توسعه کشاورزی و افت سطح آبخوان‌ها، تنها مسئله‌ای زیست‌محیطی نیست، بلکه می‌تواند بر چشم‌انداز فرهنگی پاسارگاد نیز اثر بگذارد.

پاسارگاد فقط مجموعه‌ای از بناهای سنگی نیست. این محوطه بخشی از یک نظام سرزمینی و فرهنگی است که در پیوند با آب، کشاورزی و بهره‌برداری از طبیعت شکل گرفته و هرگونه تغییر بنیادین در شرایط هیدرولوژیک منطقه، بر اصالت و پایداری آن تأثیر می‌گذارد.

اصفهان؛ زلزله خاموش زیر پای میراث جهانی

اصفهان شاید آشکارترین نمونه پیوند بحران آب و میراث جهانی در ایران باشد. خشکی زاینده‌رود و افت آب‌های زیرزمینی، دشت اصفهان ـ برخوار را به یکی از کانون‌های اصلی فرونشست در کشور تبدیل کرده است. علی بیت‌اللهی بارها هشدار داده که افت سطح آب‌های زیرزمینی موجب فشردگی برگشت‌ناپذیر لایه‌های زمین می‌شود؛ پدیده‌ای که می‌تواند بر پایداری سازه‌های تاریخی اثر بگذارد.
بیشتر بخوانید: مرگ خاموش برند گردشگری اصفهان

در شهری که میدان نقش جهان و مسجد جامع اصفهان، دو اثر ثبت جهانی یونسکو، قرار دارند، فرونشست دیگر یک مسئله صرفاً زمین‌شناسی نیست؛ مسئله‌ای مربوط به حفاظت از میراث جهانی است.

کارشناسان از فرونشست با عنوان «زلزله خاموش» یاد می‌کنند؛ زلزله‌ای که نه در چند ثانیه، بلکه در طی سال‌ها و دهه‌ها رخ می‌دهد و آرام‌آرام زیر پای تاریخ پیش می‌رود.

یزد؛ تمدنی که با آب زنده ماند

شهر تاریخی یزد، قنات‌های ایرانی و باغ‌های تاریخی ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی، بیش از هر اثر دیگری نشان می‌دهند که آب چگونه می‌تواند یک تمدن را شکل دهد.

قنات‌های ایرانی تنها سازه‌هایی برای انتقال آب نیستند؛ آنها نظامی پیچیده از دانش، مهندسی و مدیریت پایدار منابع آب‌اند که امکان زیست در پهنه‌های خشک ایران را فراهم کردند.

اما بحران آب و خشکسالی‌های پیاپی، افت سطح آبخوان‌ها و حفر چاه‌های عمیق در برخی مناطق، بر آبدهی شماری از قنات‌ها اثر گذاشته است. کارشناسان میراث فرهنگی بارها هشدار داده‌اند که اگر آب از قنات‌ها برود، تنها یک مجرای زیرزمینی خشک نمی‌شود؛ بخشی از منطق شکل‌گیری شهر تاریخی یزد و نظام زیستی آن نیز از میان می‌رود.

همین موضوع درباره باغ‌های ایرانی نیز صدق می‌کند. یونسکو هنگام ثبت «باغ ایرانی» بر نقش آب به عنوان عنصر بنیادین این میراث تأکید کرده است. باغ فین کاشان، باغ دولت‌آباد یزد و باغ شاهزاده ماهان بدون جریان آب، بخش مهمی از اصالت و معنای تاریخی خود را از دست می‌دهند.


کاروانسراهای ایرانی؛ میراث آب و تشنگی زمین

شاید کمتر کسی بحران آب را با کاروانسراها مرتبط بداند، اما در واقع بخش مهمی از فلسفه شکل‌گیری کاروانسراهای تاریخی ایران بر پایه مدیریت آب استوار بوده است.

۵۴ کاروانسرای ثبت جهانی ایران در پهنه‌ای از کویرهای مرکزی، دشت‌های نیمه‌خشک و مسیرهای تاریخی کشور پراکنده‌اند. بسیاری از این بناها در مجاورت قنات‌ها، چشمه‌ها، آب‌انبارها و منابع آب زیرزمینی شکل گرفته‌اند؛ زیرا بدون دسترسی به آب، اصولاً امکان استقرار کاروان‌ها، تجارت، سفر و زیست در این مسیرها وجود نداشت.

امروز، بحران آب و خشکسالی‌های پیاپی، افت سطح آبخوان‌ها، کاهش آبدهی قنات‌ها و فرسایش ناشی از بیابان‌زایی، تنها منابع آب پیرامون این کاروانسراها را تهدید نمی‌کند، بلکه چشم‌انداز فرهنگی و تاریخی آنها را نیز دگرگون می‌سازد.

برای مثال، بسیاری از کاروانسراهای ثبت جهانی در استان‌های یزد، سمنان، اصفهان و کرمان در پهنه‌هایی قرار دارند که با افت شدید منابع آب زیرزمینی و پیشروی فرایند بیابان‌زایی روبه‌رو هستند. در این مناطق، خشک شدن قنات‌ها و کاهش پوشش گیاهی، به تدریج محیط تاریخی پیرامون کاروانسراها را تغییر می‌دهد و بخشی از اصالت این آثار را که بر تعامل انسان با کم‌آبی و مدیریت هوشمندانه آب استوار بوده، تحت تأثیر قرار می‌دهد.

کاروانسراهای ایرانی در حقیقت تنها بناهایی برای اقامت نیستند؛ آنها یادگار تمدنی هستند که توانست در یکی از خشک‌ترین مناطق جهان، با تکیه بر دانش آب، شبکه‌ای گسترده از تجارت، ارتباطات و جابه‌جایی انسان‌ها را شکل دهد. از همین رو، بحران آب تنها تهدیدی برای منابع طبیعی پیرامون این بناها نیست؛ بلکه تهدیدی برای فهم و تداوم میراثی است که در اساس، بر مدیریت پایدار آب بنا شده است.

هشدار یونسکو برای حفظ میراث جهانی

یونسکو در سال‌های اخیر بارها نسبت به تأثیر تغییرات اقلیمی، خشکسالی و مدیریت ناپایدار منابع آب بر آثار میراث جهانی هشدار داده و تأکید کرده است که بسیاری از محوطه‌های ثبت جهانی در مناطق خشک و نیمه‌خشک جهان با خطراتی همچون کاهش منابع آب، بیابان‌زایی و تغییر چشم‌اندازهای تاریخی روبه‌رو هستند.

برای ایران، این هشدار معنایی دوچندان دارد. بسیاری از مهم‌ترین آثار جهانی کشور، از تخت جمشید و پاسارگاد گرفته تا اصفهان، یزد، قنات‌ها و باغ‌های ایرانی، به شکلی مستقیم یا غیرمستقیم با آب پیوند خورده‌اند.

شکاف‌های دشت مرودشت، فرونشست اصفهان، فشار بر آبخوان‌های پاسارگاد و کاهش آبدهی قنات‌ها، همگی یک پیام مشترک دارند: بحران آب دیگر فقط مسئله محیط زیست نیست؛ بلکه به مساله بقا و حفاظت از میراث جهانی ایران نیز تبدیل شده است.

مقالات مرتبط

لکه‌های خشکی در تالاب انزلی در یک دهه گذشته هر سال بیشتر شده است/ تالاب انزلی آرام می‌میرد

به گزارش مجله کنشگری ایران به نقل از روزنامه پیام‌ما،  تا یک…

10 تیر 1405

هشدار امبر / سامانه هشدار فوری ویژه کودکان و نوجوانان گمشده و ربوده‌شده

فعال شدن این هشدار، تابع معیارهای سختگیرانه است. در گام نخست باید…

29 اردیبهشت 1405

محدودیتِ بـــدونِ شفافیـت در زمینه اینترنت پرو

بیش از هزار و ۶۰۰ ساعت از قطعی اینترنت سراسری می‌گذرد تا…

29 اردیبهشت 1405

دیدگاهتان را بنویسید